لسان الملك سپهر

2182

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

و قال : ستحرصون على الامارة ثمّ تكون حسرة و ندامة ، فنعمت المرضعة و بئست الفاطمة : زود باشد كه حريصان امارت عزل و عزلت بينند ، و به وخامت حسرت و ندامت شكنجه شوند ، همانا امارت مصدر راحت و آسايش است ، و مرگ مايه محنت و فرسايش . و قال : لن يفلحوا قوم اسندوا امرهم الى امراة : رستگارى نيابند قومى كه امر خويش را مستند با زنان كنند . در حضرت رسول عرض كردند : چه كس را فضيلت به زياده است ؟ قال : اذا ذكرت اعانك و اذا نسيت ذكرك : يعنى : آن كس كه چون نام تو بر زبان‌ها رفت يارى تو كرد ، و چون فراموش شدى تو را به ذكر جميل ياد كرد . عرض كردند : شرّ ناس كيست ؟ « قال العلماء اذا فسدوا » فرمود : علماء قومند چون در دين فساد كنند . و قال : اوصانى ربّى بتسع : اوصانى بالاخلاص فى السّرّ و العلانية ، و العدل فى الرّضا و الغضب و القصد فى الفقر و الغنى ، و ان اعفو عمّن ظلمنى ، و اعطى من حرمنى ، و اصل من قطعنى ، و ان يكون صمتى فكرا ، و منطقى ذكرا ، و نظرى عبرا . مىفرمايد : خداوند مرا به نه ( 9 ) چيز وصيّت كرد : به اخلاص در عمل ، چه پنهان چه آشكار ، و به ميانه روى هنگام خشم و رضا . و به عدل كار كردن در فقر و غنا ، و اينكه معفو دارم آن كس را كه با من ظلم كرد ، و عطا كنم آن كس را كه مرا محروم داشت ، و بپيوندم با آن كس كه از من ببريد ، و اينكه در خاموشى از فكر خداوند بيرون نشوم . و در سخن كردن از ذكر حق بدر نروم ، و جز به عبرت در آفرينش نگران نباشم . و قال : قيّدوا العلم بالكتاب : علم را مكتوب داريد تا فراموش نشود . و قال : اذا ساد القوم فاسقهم ، و كان زعيم القوم أذلّهم ، و اكرم الرّجل الفاسق فلينتظر البلاء . چون فاسق امارت قوم به دست كند ، و ناكس‌ترين مردم سيّد قوم گردد ، و فاسق مكانت و منزلت يابد منتظر بلا بايد بود . و قال : سرعة المشى تذهب ببهاء المؤمن : در بازار و برزن شتابزده رفتن مكانت و منزلت از مرد برگيرد . و قال : لا يزال المسروق منه فى تهمة من هو برىء حتى يكون اعظم جرما من